محمدصادق نجمى
189
حمزة سيد الشهدا ( ع ) ( فارسى )
دارد ؛ زيرا اين جريان را دروغپردازى وخودستايى از يك جنايتكاربزرگ ودائمالخمر تلقّى مىكند كه مىخواهد با سرهم كردن آن دروغ ، جنايتِ هولناك خود دربارهء حضرت حمزه وضربهاى كه به اسلام ومسلمين وارد كرده را كم رنگ كند وبه فراموشى بسپارد . ولى به هرحال ، همين داستان ساختگى وبىارزش ، از سوى دشمنان ومخالفان حضرت حمزه ، به عنوان حلقهء سوّم ومكمّل دو حلقهء گذشته از سلسله دروغها در محكوميت وموهون ساختن آنحضرت بهكار گرفته شده است ودر منابع وكتابهاى حديثي ، كه دستمايه وساخته شدهء حكومتهاى أموي است ، بهجاى مانده است زيرا : الف : خوانندهء اين كتابها ، كه متأسفانه اكثريت مسلمانان را تشكيل مىدهد ، در اين كتابها نه تنها دربارهء حضرت حمزه كوچكترين فضيلت وحركتي درحمايت ازاسلامنمىبيند ، بلكه أو را حتى بهعنوان يكى از أقوام وعشيرهء پيامبر صلى الله عليه وآله ويا بهعنوان يكى از صحابه وياران آنحضرت هم نمىشناسد . ب : ودر محور دوم ، حضرت حمزه فردى مى خوار ، خشن وجسور شناسانده شده ، كه با تشويق كنيزكى خواننده ، بهسوى شتران أمير مؤمنان عليه السلام هجوم مىبرد وكوهان وپهلوى آنها را زنده زنده مىدرد وجگر آنها را به همپيالگىهايش ارمغان مىبرد ، آنگاه جسارت وتهديد را نسبت به پيامبرخدا صلى الله عليه وآله به جايى مىرساند كه آنحضرت به خاطر ترس